تبلیغات |
عشق فقط ری مستریو ری مستریو هایق فلایر ترین و یکی از بزرگان کشتی کج است.
کتاب ری مستریو(بیهایند د ماسک) ![]() ![]()
او یكی از نامهای بزرگ كشتی حرفهای به حساب میاد. طرفداران های
فلایینگ در هر قارهای در سطح جهان وجود دارند. او از مكزیك گرفته تا ایالات متحده،
قهرمان بزرگترین لیگهای كشتی حرفهای شده اما هیچ وقت واقعیت درونی خودش رو كه در
اصل چه كسی هست رو تا كنون بیان نكرده بود. طرفداران كشتی كج او رو با نام ری
میستریو میشناسند. یك لوچادور آمریكایی و استعدادی بی نظیر كه مجموعهای از
تواناییها در بدن كوچك او با هم جمع شدهاند. در حال حاضر برای اولین بار ری
شخصیت واقعی خودش رو برای ما باز میكنه:
در كتاب "ری میستریو: بیهایند د ماسك"، ری به طور رك و پوست كنده
در مورد كریر بیست و چند سالهاش در این حرفه، از سن 14 سالگی گرفته تا روزهای اخیر
در دبلیو دبلیو ای صحبت میكند. او از لحظات عاطفی در رینگ به همراه دایی خودش ری
میستریو بزرگ و از روزهای تاریكی كه او به زیر تیغ جراحی رفت تا زانوی آسیب دیدهاش
بهبود پیدا كند، صحبت میكند. در طول این كتاب ری میستریو اسرار لوچا لیبره رو به
تماشاگران آمریكایی معرفی میكنه و راجب د های فلایینگ (یك سبك كشتی مكزیكی كه خودش
انجام میدهد و در ایالات متحده هم به این نام شهرت یافته است) توضیح میده و همچنین
به صحبت راجب كشتی گیرانی مانند كونان كه به هالك هوگن مكزیك معروف هست و رونمایی
از برخی پشت صحنههای كثیف در سقوط دبلیو سی دبلیو در جنگ دوشنبه شبها میپردازه.
میستریو با عشق و محبت راجب دوست دیرینهاش ادی گررو صحبت میكنه و تصویری بهتر از
یكی از بهترین كشتی گیران معاصر خودش رو برای ما بیان میكنه. او همچنین جزئیات
بیشتری راجب مسابقهی قهرمانی سنگن وزن و تسلطش بر تاج (كمربند) دبلیو دبلیو ای كه
او رو در میان نخبگان تمام دوران این حرفه قرار داد بیان میكنه. » جزئیات كتاب
» بررسیهای سرمقاله:
تا آنجا كه اطلاع دارم از یك خانوادهی كارگر و سخت
كوش مكزیكی بودم. هم پدر و هم مادرم مكزیكی بودند اما مثل بسیاری از زوجهای
دیگه به دلیل فرصت شغلی گاهی دور از هم زندگی می كردند. پدرم روبرتو گوتیرز در فقر
بزرگ شد. او هرگز به مدرسه نرفت و به جای اون كار میكرد. وقتی 8 ساله بود شغلش جمع
كردن پس ماندهها برای غذا دادن به خوكها بود. او درسها و تجارب زیادی در
خیابانها بدست آورد. اون به دنبال یك شغل بهتر و بزرگتر بود و در نهایت به
انبار یك كارخانه راه پیدا كرد كه سازندهی قالبهای تصویری بود. این روند سالها
طول كشید و از قبل از طلوع آفتاب مشغول به كار میشد تا بعد از غروب آفتاب و سخت
كار میكرد درست مثل بقیهی كودكان ما كه این وضعیت رو داشتند. ثروتمند نبودند اما
هرگز گرسنه هم نمیماندند.
كشتی همواره بخش بزرگی از زندگی من هست. دایی من میگل(میگل آنجل
لوپز دیاز) كه چه به عنوان لوچادور یا كشتی گیر در اون ور مرز در تیجوانا با نام ری
میستریو شناخته شده بود. اون برادر كوچكتر مادرم هست و مادرم اغلب من رو
میبرد تا مسابقات اونو ببینم. اون برای مدتی در یك شركت ساختمانی كار
میكرد و به همراه ما در سن دیگو زندگی می كرد. در طول هفته كار می كرد و بعد جمعه
شبها برای كشتی گرفتن به تیجوانا میرفت. من از بودن با دایی خودم و دیدن شو و جو
ورزشگاه هیجان زده میشدم. ترجمهی نام درون رینگ دایی من راز پادشاه (Mystery
King) یا پادشاه راز (The King Of Mystery) بود. این به موارد مهم تشكیل
دهندهی لوچا لیبره یا همون سبك كشتی مكزیكی اشاره داره. با وجود كشتی گیران زیادی
كه از ماسك استفاده میكردند رمز و راز راجب این ورزش همیشه وجود داشته و ثابت هست.
بر خلاف من دایی من كمی بلتدقدتر از حد معمول یك مكزیكی بود و به همین خاطر در
سنگین وزن كشتی میگرفت و وزنش حدود 220 پوند بود. او یك مرد قدرتمند بود و در
اوایل دههی 80 در تیجوانا و مكزیك شناخته شده بود. همچنین به خاطر آموزش استعدادها
هم داشت شهرتش بیشتر میشد و تعداد زیادی از شاگردانی رو كه وارد رینگ شدند رو
آموزش داد. با توجه به این نكات میدونستم كه اون دایی مورد علاقهی من هست و سعی
داشتم همیشه در كنارش باشم. اون عملا از پدر و مادر به من نزدیكتر بود. داییم و
همسر اون زمانش لیلیا لوپز از من به عنوان یك بچه نگهداری میكردند. اون تازه در
دههی بیست عمرش بود و هیچ بچه ای نداشت و به من به چشم پسرش نگاه میكرد. اون در
مزرعه زندگی می كرد و با هم اسب سواری می كردیم و یا سه چرخهی من رو میروندیم. به
یك نوعی خانواده بودیم و خیلی خیلی به هم نزدیك بودیم. من عاشق این بودم كه در زمان
تشكیل كلاسهای كشتی در تیجوانا در كنارش باشم. در جلساتی كه به شاگردهاش در سالن
ورزشی تیجوانا آموزش می داد. به همین خاطر بود كه من برای اولین بار این شانس رو
پیدا كردم كه به رینگ برم. من خیلی كوچیك بودم و فكر نكنم بیشتر از 4 یا 5 سال
داشتم، شاید حتی كوچیك تر. داخل رینگ میپریدم و بازی میكردم مثل هر بچه ی دیگهای
كه در رینگ ببینید. هر كاری كه كشتی گیران انجام میدادند رو میدیدم و
تقلید می كردم. طنابها رو میزدم و به بالای ترنباكل می رفتم و از اونجا شیرجه
میزدم و یا حتی روی پای خودم فرود میومدم. به یاد دارم یكبار عموی من بیرون از
رینگ وایساده بود و یك از كشتی گیران هم میخواست طنابهای رینگ رو باز كنه و من به
روی طناب دوم رفتم و از اونجا به روی داییم پریدم. مطمئن بودم كه اون من رو میگیره
و همیشه این كار رو انجام میداد.
در مكزیك كشتی حرفهای با نام لوچا لیبره شناخته میشه. در معنای
كلمه به معنی "كشتی آزاد (Free Wrestling)" كه بعضیها اون رو به "سبك كشتی آزاد
(Free-Style Wrestling)" ترجمه میكنند هست. اما تعریف واقعی كشتی در مكزیك فراتر
از اون چیزیست كه با كلمات بشه بیان كرد. در واقع كلمات نمیتونن اون رو توصیف كنند.
برای درك لوچا لیبره باید اونو تجربه كنید. كشتی در مكزیك تاریخچه ی مشتركی با كشتی
در ایالات متحده داره و بسیاری از چیزهایی كه شما در رینگ میبینید در دو طرف مرز
مشابه هم هست. حتی با توجه به اون، كشتی در مكزیك نسبت به اون چیزی كه در رینگ های
آمزیكا می بینیم تمایل بیشتری به های فلای بودن و حركات پروازی و آكروباتیك
داره.
در مكزیك بسیاری از مسابقات بین نقش خوب و بد دیده میشه، بیشتر از
اون چیزی كه در آمریكا میبینیم. كشتی گیران به دو دستهی Tecnicos و Rudos تقسیم
میشن. كلمه ی Tecnico از واژه ی قدیمی cientifico یا "scientist" میاد و اشاره به
كشتی گیری داره كه تكنیكی تر هست به عبارت دیگر روشی كه از قاعده و قوانین كشتی
پیروی میكنه. Rudo به معنای خام یا خشن هست. رودو قبول میكنه كه از هر روشی برای
پیروزی استفاده كنه و نمیخواد كه در پین كردن به قوانین توجهی كنه. نوع مطلب : کتاب ری مستریو، برچسب ها : لینک های مرتبط : دوشنبه 8 اسفند 1390 04:51 ب.ظ
وب سایت خوبی داری خواهش میکنم به سایت من بیا و نظر بده.در ضمن عکس خیلی بذار بای.
حامد ممنون از بازدیدت وبلاگ خوبی داری حتما بزودی عکس میزارم سه شنبه 2 اسفند 1390 11:32 ب.ظ
میدونی الان که فکرشومیکنم میبینم از سی ام پانک بدم نمیادبلکه ازش نــــــــفرت دارم
![]() اخه اسمشم مایه ننگه![]() ![]() چهارشنبه 12 بهمن 1390 07:51 ب.ظ
بچه هاکی میدونه حامدکجاهه
![]() ![]() کجاهی حامد![]() حامد لینکت کردم خیلی ممنون سه شنبه 11 بهمن 1390 11:43 ب.ظ
اپم زودزودزودبیانظرم یادت نره
اپم زودزودزودبیانظرم یادت نره اپم زودزودزودبیانظرم یادت نره اپم زودزودزودبیانظرم یادت نره اپم زودزودزودبیانظرم یادت نره اپم زودزودزودبیانظرم یادت نره اپم زودزودزودبیانظرم یادت نره اپم زودزودزودبیانظرم یادت نره اپم زودزودزودبیانظرم یادت نره اپم زودزودزودبیانظرم یادت نره اپم زودزودزودبیانظرم یادت نره اپم زودزودزودبیانظرم یادت نره اپم زودزودزودبیانظرم یادت نره اپم زودزودزودبیانظرم یادت نره اپم زودزودزودبیانظرم یادت نره اپم زودزودزودبیانظرم یادت نره اپم زودزودزودبیانظرم یادت نره اپم زودزودزودبیانظرم یادت نره اپم زودزودزودبیانظرم یادت نره اپم زودزودزودبیانظرم یادت نره اپم زودزودزودبیانظرم یادت نره اپم زودزودزودبیانظرم یادت نره اپم زودزودزودبیانظرم یادت نره اپم زودزودزودبیانظرم یادت نره پنجشنبه 22 دی 1390 10:38 ب.ظ
اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم اپم
پنجشنبه 17 آذر 1390 01:06 ق.ظ
............@@@
............@@@@@@@@@ ...............@@@@@@@@@ ....................................@@ ....................@@ ....................@@@ ....................@@@ ....................@@@ ....................@@@ ....................@@@ ......................@@ .................................................. @@@...............................@@@ @@@................................@@@ @@@@@@@@@@@@@@@@@ ...@@@@@@@@@@@@@@ ..................@@...@@ ..................@@...@@ ......................@@ ......................@@ ............................ ...............@@@@ .............@@.......@ ................@@@@@@ ............................@@ ............................@@ ............................@@ ............................@@ ............................@@ ............................@@ ............................@@ ..............................@ شنبه 5 آذر 1390 09:36 ب.ظ
چون طرف دارپروپاقرص ری مستریو هستم لینکتو تصویری میکنم + چراباتیستاانقدرری مستریورودوست داره
![]() حامد ممنون شنبه 5 آذر 1390 08:57 ب.ظ
میشه معنی 619 روبهم بگی+چراعکس روی کلاه های ری مستریو سلیبه +اهل کجاس
من اونی که شماراجبش نوشته بودی خوندم اما متوجه نشدم ![]() وپشت کارعالی داره راستی گفته بودی که ازداییش کشتیواموخته این خیلی عالیه خوشبهالش لاعقل اون تونسته کشتی گیرهای موردعلاقشوببینه![]() حامد چون ری مستریو اهل سان دیگو است 619 کد منطقه ای تلفن ری مسریو است و معنی خاصی نداره. چون ری مستریو مسیحیه. دوشنبه 16 آبان 1390 12:18 ق.ظ
من خیلی ریمستریورودوست دارم
وقتی میادروسحنه مثل ماهی سرمیخوره حتی باتیستاهم هریفش نیست .راستی منم شمارولینک کردم شمام مایل بودی منوبااسمم بلینک..![]() حامد مرسی یکشنبه 5 تیر 1390 08:41 ب.ظ
عکس بسیار بذار.اگه خواستی به من بگو تا برات بذارم آخه من 356تا عکس از ری مستریو دارم.معنی 619 را هم بنویس.ممنون
درباره وبلاگ ![]() به وبلاگ من خوش آمدید . در این وبلاگ بیوگرافی اکثر بزرگان کشتی کج و تصاویر زیبا و مسابقات جدید و جالب در اختیار شما است . هر کس در خواست داشته باشد می تواند در قسمت نظرات مطرح کند.در ضمن هر کس تمایل به تبادل لینک با من را داشته باشد اول مرا در وبلاگ یا سایت خود با نام "عشق فقط ری مستریو" لینک کند و بعد در قسمت نظرات نام وبلاگ یا سایت خود را قرار دهد تا من نیز او را در وبلاگ خود لینک کنم . مدیر وبلاگ : حامد مطالب اخیر موضوعات
آرشیو وبلاگ پیوندها نویسندگان آمار وبلاگ
فرم تماس امکانات دیگر |
|
کلیه حقوق این وبلاگ برای عشق فقط ری مستریو محفوظ است
|